غزل در کوچه سارشب اثری ست از استاد هوشنگ ابتهاج از طرف من تقدیم به افراد و کودکانی که در این روزهای برفی و سرد هیچ پناه و جایگاهی ندارند...آه...

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذر گهی ست پرستم که اندر او به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت ازین خراب تر نمی زند
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
اگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
|
+| نوشته شده توسط
باران در پنجشنبه بیستم دی 1386
|